حسين قرچانلو

232

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

قطيف و عقير در آن قرار دارد . « 1 » در اوايل سدهء چهارم ميلادى هنگامى كه شاپور دوم هنوز طفل و صغير بود ، قبايل عرب بحرين و يمامه [ عبد القيس و كاظمه ] چندين مرتبه به خاك ايران هجوم آوردند . « 2 » شاپور چون به حد رشد رسيد براى سركوب اعراب از دريا گذشت و به خط آمد و مردم آن نواحى را بكشت و همچنان برفت تا به هجر ( هگر ) رسيد كه در آنجا اعراب بنى تميم و بكر بن وائل و عبد القيس بودند ، آنها را نيز كشتار كرد . . . سپس به ناحيهء يمامه آمد و اعراب آنجا را بكشت . پس از آن گروهى از مردم بنى تغلب را در بحرين ، كه همان خط ( دارين ) است و هيج مىخواندند ، ( در ساحل بحرين ) ساكن گردانيد . « 3 » شاپور ( دوم ) دست از تعقيب اعراب برنداشت و با لشكرى فراوان با كشتيها به قطيف آمد و هجر را تصرف كرد و اعراب را اسير و شانه محبوسين را سوراخ كرد و طنابى از ميان آن گذراند . بدين سبب او را در تاريخ مشرق هوبه سنبا يا ذوالاكتاف ناميده‌اند و از آن زمان به بعد بحرين جزء حكومت ايران گرديد . « 4 » ماركوارت مىنويسد : عمان ( و احتمالا بحرين ) در نيمه دوم قرن اول ميلادى در تصرف امپراتورى ايران بوده است . او اضافه مىكند كه به نظر مىرسد ، عمان ( و بحرين ) در دوران استيلاى مسلمانان به‌طور مستقيم در تصرف ايران نبوده ، بلكه تحت حاكميت برادران عبد و جعفر ، پسران جلنده ( جلندى ) ، بوده است . « 5 » به‌نوشتهء بلاذرى ، در روزگار پيامبر ( ص ) منذر بن ساوى عبدى از طايفهء بنو عبد الله بن زيد « 6 » از سوى پارسيان بر اعراب سرزمين بحرين فرمانروايى داشت . « 7 » چون سال هشتم هجرت فرارسيد ، رسول خدا ( ص ) علاء بن عبد الله بن عماد حضرمى را به همراه نامه‌اى براى منذر بن ساوى و سىبخت ، مرزبان هجر ، به بحرين فرستاد و ايشان را به اسلام يا پرداخت جزيه دعوت كرد ، آن دو تن اسلام آوردند و همراه ايشان همهء اعراب آن ديار و

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 70 . ( 2 ) . جغرافياى تاريخى ايران باستان ؛ ص 617 . ( 3 ) . تاريخ ايرانيان و عربها . . . ؛ ص 110 و 111 . ( 4 ) . جغرافياى تاريخى ايران باستان ؛ ص 617 . ( 5 ) . ايرانشهر بر مبناى جغرافياى موسى خورنى ؛ ص 96 . ( 6 ) . عبد الله بن زيد معروف به اسبذى كه به قريهء اسبذ در هجر منسوب بود كه در بحرين به پرستش اسب معروف بودند . ( 7 ) . فتوح البلدان ؛ ص 113 .